"حسین یک درس بزرگتر از شهادتش هم به ما داده است ، و آن نیمه تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است ؛ حجی که همه اسلافش ، اجدادش ، جدش و پدرش برای احیای این سنت ، جهاد کردند. این حج را نیمه تمام می گذارد و شهادت را انتخاب می کند ؛ مراسم حج را به پایان نمی برد ، تا به همه حج گزاران تاریخ ، نمازگزاران تاریخ ، مومنان به سنت ابراهیم ، بیاموزد که اگر"امامت" نباشد ، اگر "رهبری" نباشد ، اگر هدف نباشد ، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد ، چرخیدن بر گرد خانه خدا ، با خانه بت ، مساوی است . در آن لحظه که حسین ، حج را نیمه تمام گذاشت و آهنگ کربلا کرد ، کسانی که همچنان به طواف – در غیبت حسین – ادامه دادند ، مساوی هستند با کسانی که در همان حال ، بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند ، زیرا ، شهید که حاضر است ، در همه صحنه های حق و باطل ، در همه جهادهای میان ظلم و عدل ، شاهد است ، حضور دارد ، می خواهد با حضورش این پیام را به همه انسانها بدهد که : وقتی در صحنه نیستی ، وقتی از صحنه حق وباطل زمان خویش غایبی ، هر کجا که خواهی باش !

 

وقتی در صحنه حق و باطل نیستی ، وقتی که شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی ، هر کجا که می خواهی باش ؛ چه به نماز ایستاده باشی و چه به شراب نشسته باشی ، هر دو یکی است .

 

شهادت " حضور در صحنه حق و باطل همیشه تاریخ " است .

 

 

و غیبت ؟!

 

آنهایی که حسین را تنها گذاشتند و از حضور و شرکت و شهادت غایب شدند ، اینها همه با هم برابرند ؛ هر سه یکی اند :

 

چه آنهایی که حسین را تنها گذاشتند تا ابزار دست یزید باشند و مزدور او ، و چه آنهایی که در هوای بهشت ، به کنج خلوت عبادت خزیدند و با فراغت و امنیت ، حسین را تنها گذاشتند و از دردسر حق و باطل کنار کشیدند و در گوشه محرابها و زاویه خانه ها به عبادت خدا پرداختند ، و چه آنهایی که مرعوب زور شدند و خاموش ماندند. زیرا در آنجا که حسین حضور دارد – و در هر قرنی و عصری حسین حضور دارد ! – هر کس که در صحنه او نیست ، هر کجا که هست ، یکی است ، مومن و کافر ، جانی و زاهد ، یکی است . این است معنی این اصل تشیع ، که قبول هر عملی ، یعنی ارزش هر عملی ، به "امامت"  و به" رهبری" و به" ولایت" بستگی دارد ! و اگر او نباشد ، همه چیز بی  معنی است و می بینیم که هست ."

 

 

 

***

 

"... از طرف دیگر ، چنانکه در بحث "جامعه شناسی امت و امامت" گفته ام ، به اصل "رهبری" چنان ایمانی دارم که این عقیده ظاهرا افراطی شیعه را بشدت قبول دارم که قبول هر عملی و عقیده ای موکول به اصل " ولایت" یا "امامت" است . مقصودم از قبول ، ارزش است و مقصودم از امامت ، اصل کلی "درستی رهبری" است آنچنانکه دموکراسی و لیبرالیسم را هم ، پیش از آنکه جامعه از مرحله خودسازی انقلابیش ( وصایت – امامت ) بگذرد ، "یک فریب" می دانم و یا یک حجاب عصمت بر چهره فاحشه ، ویا شهری را که مورد هجوم گرگهای هار بیرون است و روباههای مکار درون و موشهای خانگی ، به نیروی منطق و موعظه و "حرف حساب" حفظ کردن ."

 

 

 

دکتر علی شریعتی – مجموعه آثار ۱۹ : حسین وارث آدم – مطلب اول صفحات ۲۰۴ و ۲۰۵ و مطلب دوم صفحات ۹۸ و ۹۹.

شنبه ٢٢ دی ۱۳۸٦ساعت ٦:۱٤ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

مروز عید سعید غدیر و جشن اتمام نعمت و تکمیل دین است . جشنی و عیدی که نقطه آغاز آن از همین سرزمین بود. از طرفی تا چند روز دیگر به فصل ماجرای کربلا و حادثه خونین عاشورا می رسیم و عجیب اینکه آن ماجرا هم از همین سرزمین شروع شد. هم غدیر و هم عاشورا  ، در میانه راه حج ،  برای خود ماجرایی داشتند. غدیر  پس از پایان مراسم حج و در میانه راه رسیدن به منزل روی داد و عاشورا  ، از زمانی کلید خورد که امام حسین«ع» حتی به همان میانه راه هم نرسید و حج خود و یارانش را نیمه تمام گذاشت تا به ماجرای دیگری بپردازد.هم در غدیر و هم در عاشورا ، حج بسته به «امامت» شد و برای همیشه تاریخ ، تاکیدی شد بر اینکه بی امامت و بی ولایت ، حج ، حج نیست .

چه زیباست سخن زیبای دکتر شریعتی در این زمینه ، آنجا که می گوید:«حسین یک درس بزرگتر از شهادتش به ما داده است و آن نیمه تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است ؛ حجی که همه اسلافش ، اجدادش ، جدش و پدرش برای احیای این سنت ، جهاد کردند.این حج را می گذارد در وسط و شهادت را انتخاب می کند و به پایان نمی برد تا به همه حج گذاران تاریخ ، نمازگزاران تاریخ و مومنان به سنت ابراهیم بیاموزد: اگر امامت نباشد ، اگر رهبری نباشد ، اگر هدف نباشد ، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد ، چرخیدن بر گرد خانه خدا با خانه بت مساوی است ... چنانکه حسین همان که حج را نیمه تمام گذاشت ، کسانی که همچنان به طواف – در غیبت حسین – ادامه دادند ، مساوی هستند با کسانی که  در همان حال بر گرد کاخ سبز معاویه در طواف بودند ؛ زیرا شهید که حاضر است در همه صحنه های حق و باطل ، در همه جهادهای میان ظلم و عدل حاضر است ، حضور دارد ، می خواهد با حضور خویش این پیام را به همه انسانها بدهد که وقتی در صحنه نیستی ، هر کجا می خواهی باش . وقتی که در صحنه حق و باطل نیستی ، وقتی که شاهد عصر خودت و شهید[درگیری] حق و باطل نیستی ، هر کجا می خواهی باش : چه به نماز ایستاده باشی ، چه به شراب نشسته باشی هر دو یکی است . شهادت،  حضور در صحنه حق و باطل همیشه تاریخ است و غیبت ، آنهایی که حسین را تنها گذاشتند ، همه با هم برابرند. هر سه تیپشان یکی هستند: آنهایی که گول تطمیعهای معاویه و زر او را خوردند و یا مرعوب زور او شدند یا خواستند در آرامش به  عبادت بپردازند.»

اساسا نهضت امام خمینی "ره" و انقلاب  اسلامی ایران با توجه به همین نگاه به غدیر و عاشورا شکل گرفت . انتقادهای شدید امام به کسانی  که خواستار حفظ وضع موجود و رسیدن بی دغدغه به عبادتهای فردی و گریز از مسئولیتهای شیعه بودن و درگیری با باطل بودند از همین مسئله ناشی می شد.

اما آنچه در این روزها باید مورد توجه همه ما باشد این است که غدیر و عاشورا ، حوادثی نبودند که در مقطعی از تاریخ روی داده و تمام شده باشند و ما صرفا به بزرگداشت آنها و جشن گرفتن و سوگواری در آنها بپردازیم . غدیر و عاشورا برای همیشه در تاریخ سیلان و جریان دارند تا کسانی که به هر عبادتی از جمله نماز و روزه و حج و ... می پردازند ، توجه داشته باشند که باراهنمای عمل و  اساس قرار دادن آنها ، بدانند که  هر عملی تنها با امامت و ولایت معنا و مفهوم می یابد وگرنه آن اعمال هر چند ظاهری زیبا داشته باشند ، پوسته هایی تهی از مغز و محتوا بیش نیستند و اگر هم به درد دنیا بخورند ، قطعا برای آخرت و قیامت ما مفید هیچ فایده ای نیستند.

 ایام حج به پایان رسیده است و حاجیان گروه گروه با توشه هایی متفاوت از معنویت و روحانیت،  به شهر و دیار خود باز می گردند.خوشبختانه زائران ایرانی و بسیاری از زائران کشورهای دیگر با موج رو به افزایش بیداری اسلامی در جهان معاصر بخصوص با انجام اعمالی که بر اساس آن برائت خود را از مشرکان و دشمنان اسلام اعلام کرده اند و با توجهی که به امام زمان خود و نیز ولی امر خود دارند ، بیشترین بهره ها را از حج مقبول محمدی"ص" و ابراهیمی"ع" گرفته اند. با این حال خوب است در این موضوع به عنوان یک اصل و سنت  جاری دائمی توجه داشته باشیم که حتی اگر در شهر و دیار خود هم که باشیم باید هر عمل و حرکت خود را با معیارهای ولایی و رهنمودهای رهبری تطبیق دهیم و ان شاء الله زمینه را برای ظهور  و برپایی حکومت  آخرین فرزند غدیر و منتقم خون عاشورا "عج" فراهم کنیم . چنین باد.

شنبه ۱٦ دی ۱۳۸٥ساعت ٤:٢٥ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()